سینمای ایران چگونه سراغ دانشگاه و دانشجویان رفت
دانشگاه، مهجور در سینما

۱۶ آذر روز دانشجو است اما اگر دقیق‌تر باشیم باید گفت روز دانشجوی سیاسی. همه می‌دانند که مناسبت نامگذاری این روز شهادت دانشجویانی است که در جریان اعتراض به ورود نیکسون به دانشگاه تهران کشته شدند. اما حالا ۱۶ آذر در خیلی از دانشگاه‌های مهم ایران با جشنواره غذا و استندآپ کمدی گرامی داشته می‌شود و این وضعیت به نوع نگاهی که سینمای ایران درباره دانشجویان دارد هم سرایت کرده است. در سینمای ایران فیلم‌های زیادی به موضوع دانشجویان پرداخته‌اند اما چشم‌انداز تمامی آنها از یک منظر نیست. مثلا فیلم‌های تینیجری به بررسی‌های گزارشی که در ادامه می‌خوانید مربوط نیستند یا حتی «دربند» که نگاهی اجتماعی به مشکل یک دختر خوابگاهی دارد هم در این فهرست نیامده است. با گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی نه‌تنها تا به حال حتی یک فیلم درباره ۱۶ آذر ۱۳۳۲ ساخته نشده، بلکه تعداد آثاری که به‌طور کل فضای آنها حول و حوش فعالیت‌های سیاسی دانشجویان بگذرد هم بسیار پایین است و اکثرا به یک پایگاه سیاسی و جناحی به‌خصوص ربط دارند.

در دهه 60 حال و هوای کشور معطوف به جنگ است و سینما و تلویزیون نیز تا حدودی در این حال و هوا سهیم‌ هستند. پس از پذیرش قطعنامه و حاکم شدن آرامش، فضای سینمایی کشور وارد فاز دفاع مقدسی می‌شود. در دهه 60، دانشجو و دانشگاه در فیلم‌ها ظهور و بروز جدی ندارند و وقتی اسمی از دانشجو به میان می‌آید محدود به یک کاراکتر است. به‌عنوان مثال در فیلم «پرواز در شب» زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور، کاراکتر دانشجوی پزشکی با شمایلی که عینک به چشم است در بین رزمندگان جبهه حضور دارد. در سال 73 داریوش مهرجویی با فیلم «پری» به سراغ دانشجوی دهه 70 می‌رود. دانشجوی مهرجویی یک دانشجوی پریشان و آشفته است. پری که درگیر یک پریشانی عقیدتی و مذهبی است، به‌نوعی نماد دانشجوی متاثر از سال‌های انقلاب فرهنگی ا‌ست. مهرجویی در ادامه فیلم «هامون» بار دیگر یک داستان فلسفی و سلوک عرفانی را به تصویر می‌کشد. این فیلم اقتباسی از رمان «فرنی و زویی» و داستان‌کوتاه «یک روز خوش برای موزماهی»، نوشته «جروم دیوید سالینجر» است.

تا این زمان دانشجو و دانشگاه فقط در حد یک پرسوناژ ظهور و بروز دارد. اگر هم سیاسی باشد نهایتا مانند آنچه در سال 77 و در فیلم «دو زن» با درونمایه فمینیستی می‌بینیم، است. این‌بار نیز دانشجویی سرخورده از اتفاقات انقلاب فرهنگی در سال‌های ابتدای انقلاب را روایت می‌کند. شاید تهمینه میلانی تنها در حد یک فلش‌بک به این واقعه پرداخته اما به‌نوعی فضای ناامن و بی‌نظمی دانشگاه‌ها در دهه 60 را نشان می‌دهد.

فضایی که پس از جنگ و در دوران دولت سازندگی شکل گرفته بود، محدودیت‌هایی را به فضای دانشگاه آورد حدی که رهبر انقلاب در یک سخنرانی در سال 1372 فرمودند: «خدا لعنت کند دست‌هایی که تلاش می‌کند تا دانشجویان ما را غیرسیاسی کنند.» ایشان در آن سخنرانی توضیح می‌دهند که سیاسی‌شدن یک دانشجو به این معنا نیست که شعار فلان حزب را بدهد، بلکه منظور این است که دانشجو باید تحلیل سیاسی داشته باشد. در دوره اصلاحات شرایط سیاسی به‌گونه‌ای رقم خورد که نسبت به دولت قبل تغییرات مهمی در وضعیت سیاسی کشور شکل گرفت و در برخی از وقایع مهم سیاسی کشور، سیاسیون از دانشجو به‌عنوان ابزار و آلت‌دست استفاده شد. نقطه اوج این واقعیت اجتماعی شکل گرفته در اواخر دهه 70 به وقایع سیاسی 18 تیر 78 باز می‌گردد که فضا سینما هم نسبت به این فضای بی‌تفاوت عمل نکرد. «اعتراض» مسعود کیمیایی محصول سال 78 جرقه ورود دانشجوی سیاسی به سینما را فراهم کرد، هرچند درحد یک شعار برای هیجانات آن روزها باقی ماند. در این فیلم میترا حجار و محمدرضا فروتن مقابل همدیگر قرار گرفتند. در این فیلم شخصیتی به نام یوسف (با بازی پولاد کیمیایی) دیده می‌شود که در جریان تظاهرات‌های دانشجویی و ضربه‌ای که به سرش وارد شده، دچار اختلال عصبی شده است. کیمیایی با اینکه تلاش دارد از پرداخت کلیشه‌ای به دانشجو پرهیز کند، ولی روایتش همچنان درگیر سابقه‌ای کلیشه‌ای است.  

«متولد ماه مهر» فیلم دیگر این سال‌ها ساخته احمدرضا درویش با زبان صریح‌تری سراغ اعتراضات سیاسی رفته است. درویش پس از «اعتراض» برای دومین‌بار در یک سال، محمدرضا فروتن و میترا حجار را روبه‌روی هم به بازی می‌گیرد و این بار دوربین را مستقیما به دانشگاه می‌برد. اینجا درگیری در دانشگاه بر سر تفکیک جنسیتی است. و داستان درام خود را نهایتا به جبهه و جنگ ختم می‌کند.

در سال 79 دو فیلم «زیر پوست شهر» و «نیمه پنهان» هم به مسائل دانشجویان پرداختند اما تمرکز آنها بیشتر روی موضوعات دیگری بود. در همان سال، «آخر بازی» هم به‌عنوان یک فیلم دانشجویی توسط «همایون اسعدیان» جلوی دوربین رفت. اسعدیان که داستان پویا (حامد بهداد) را روایت می‌کند، او را دانشجوی توبیخی دانشگاه نشان داده که یک‌بار دیگر به او فرصت جبران داده می‌شود. پویا که دانشجوی سرخورده آن روزهاست با کمک نامزدش سعی می‌کند از افسردگی بیرون بیاید اما در این تلاش موفق نیست و در ماجرای میانجیگری دعوا بین دو دوستش که از قضا یکی شان هم اعصاب ندارد، یکی از آنها را به‌طورغیرعمد می‌کشد! دوستان اطراف پویا، اهل خیانت هستند و جامعه او در ناامیدی و بدبینی مفرط به سر می‌برد. دانشجوی مورد نظر اسعدیان هم در ادامه این موج، ناامید و در فکر فرار از کشور است.

در سال 80، پرویز شهبازی در سومین تجربه فیلمسازی خود با فیلم «نفس عمیق» سراغ دانشجو می‌رود. فیلمی با پایانی تراژیک که ناامیدی دست از سر دانشجویش برنمی‌دارد تا جایی که کامران، دانشجوی ممتاز، دیگر لب به غذا نمی‌زند و شب‌ها نمی‌تواند بخوابد. منصور نیز که زندگی نابسامانی دارد، با آیدا آشنا می‌شود، پس از آشکار شدن رابطه‌شان، دختر از خوابگاه اخراج شده، تصمیم می‌گیرند به سمت شمال حرکت کنند و در راه ماشین‌شان به دریاچه سد کرج سقوط کرده و غرق می‌شوند! دانشجویی که در این فیلم نشان می‌دهد نسبت به شرایط اجتماعی و پیرامون خودش منفعل عمل می‌کند.
«بازنده» در ادامه همین موج حرکت کرده و با زبان صریح‌تری صحبت می‌کند. فیلم قاسم جعفری، دانشجوی بازنده را نشان می‌دهد. سامان با بازی محمدرضا فروتن، پس از وقایع 18 تیر، پنج سال پناهنده سیاسی بوده و پس از ورود به کشور، درگیر مشکلات خانوادگی می‌شود که آن هم با خودکشی پیوند خورده است.

ابراهیم حاتمی‌کیا در تنها فیلمش که دانشجو و دانشگاه را به تصویر کشیده، سراغ تصویری از دانشجوی معترض و فعال نسبت به شرایط اجتماعی رفته است. تصویری که در تمام این سال‌ها خیلی کم به آن پرداخته شده بود. البته این نقد به حاتمی‌کیا وارد است که دانشجو در ادامه داستان «به رنگ ارغوان» در حد یک کاراکتر باقی می‌ماند. دانشجویی معترض به قطع درختان جنگل که به صورت نمادین، به شیوه مدیریت کشور اعتراض دارد. گرچه در داستان فیلم یک مامور وزارت اطلاعات بین عشق و انجام ماموریت قرار می‌گیرد اما نفوذ او در دانشگاه و همراهی با اعتراض دانشجویان جنگلداری به قدرتی که پشت صدای اره‌برقی‌هاست، نمی‌تواند علاقه حاتمی‌کیا به فضای دانشجویی را پنهان کند. با پایان پذیرفتن دولت اصلاحات، گویی این تصویر دانشجوی همیشه معترض هم پایان می‌پذیرد.

سال 92 آخرین سالی است که فیلمی درباره دانشجو و دانشگاه ساخته می‌شود. «عصبانی نیستم» رضا درمیشیان در پس‌زمینه یک قصه عاشقانه به سراغ وقایع سال 88 می‌رود. نوید با بازی نوید محمدزاده، دانشجوی ستاره‌دار و اخراجی سال 88 است که شمایل ظاهری یک دانشجوی منتقد را دارد. او که عکس‌های مصدق را به دیوار اتاقش چسبانده است و در کلاس درس از شریعتی سخن می‌گوید، بیشتر یک شخصیت نامتعادل است و بر اثر فشارهایی که به او آمده دچار مشکلات روانی شده است. او برای رسیدن به نامزدش ستاره، می‌خواهد دست به هرکاری بزند اما درعین حال سعی می‌کند عصبانی نشود! با اینکه فیلم چند سال درگیر حواشی اکران بود بالاخره در اوایل امسال اکران شد و البته دانشجوی این فیلم با انتقاداتی از سوی جناح سیاسی که برای اکرانش تلاش می‌کردند، مواجه شد. تا حدی که این نقد وارد شد چطور دانشجویی که نمی‌تواند از پس شروع یک زندگی برآید، می‌تواند در قامت یک معترض سیاسی و اجتماعی عمل کند.

یکی دیگر از آثاری که در دهه 90، سراغ دانشگاه و دانشجویان رفت، سریال معراجی‌ها ساخته ده‌نمکی بود که فیلم‌سینمایی آن هم در گیشه موفق بود. این فیلم، مراسم تشییع و تدفین پیکر شهدای گمنام در دانشگاه را به‌عنوان نقطه اوج روایت خود انتخاب کرده بود.